نمونه های موفقیت آمیز تغییر مسیر یا چرخش (Pivot)

در این پست آموزشی می خواهیم به استارتاپ هایی اشاره کنیم که با اتخاذ تصمیمات صحیح و به موقع توانستند به موفقیت های بزرگ و چشم گیری دست پیدا کنند. برای کارآفرینان دست کشیدن از محصولات یا خدماتی که سالیان سال برای آن زحمت کشیدند کار بسیار سختی است، اما باید به آنها گفت که شکست سریع، چرخش سریع‌تر را به همراه دارد.

pivot یا چرخش از نگاه sam altman

برای اینکه به یک کارآفرین موفق تبدیل شوید باید با جدیت و پشتکار ایده تان را به موفقیت برسانید. وجه تمایز یک کارآفرین موفق در این است که آنها با منتور، مشتری، مشاور و سرمایه گذار خود مشورت می کنند و به سرعت خود را با شرایط جدید وفق می دهند. کارآفرین بزرگ هیچگاه از اعمال نوآوری بر روی ایده خود ترسی به دل راه نمی دهد.

چرخش یا Pivot چیست؟

اریک ریس، نویسنده کتاب نوپای ناب چرخش یا تغییر مسیر را اینگونه تعریف می کند:

چرخش تغییری اساسی در یک یا چند جزء از اجزاء بوم مدل کسب و کار است.

به صورت کلی، چرخش یعنی یک کسب و کار تمرکز فعلی و مسیر خود را برای دستیابی به فرصت های جدیدتر و بهتر تغییر دهد.

بوم مدل کسب و کار

در ادامه می خواهیم تعدادی از کسب و کارهای امروزی را که با چرخش صحیح به موفقیت رسیدند را بررسی کنیم:

۱- اینستاگرام(Instagram)

جالب است بدانید که اینستاگرام در ابتدا با نام Burbnb فعالیت خود را آغاز کرد، برنامه ای که به کاربرانش اجازه می داد تصاویر خود را به همراه موقعیت مکانی که دارند به اشتراک بگذارند. با وجود سرمایه گذاری ۵۰۰،۰۰۰ دلاری که بر روی این استارتاپ انجام شد آن طور که باید و شاید به موفقیت نرسید.

چرخش موفقیت آمیز استارتاپ burbn

Burbnb ویژگی های غیر ضروری زیادی داشت که کاربرانش هیچ استفاه ای از آنها نمی کردند، در نتیجه بنیانگذاران تصمیم گرفتند که ویژگی های غیرضروری این برنامه را حذف کرده و فقط امکان افزودن تصویر، کامنت و لایک را نگه دارند. حداقل محصول قابل عرضه (MVP) حاصل از این چرخش اینستاگرام نامگذاری شد، همانطور که می دانید در حال حاضر اینستاگرام به ابزاری قدرتمند در صنعت بازاریابی دیجیتال تبدیل شده است.

۲- پینترست(Pinterest)

پینترست در ابتدا با نام Tote آغاز به کار کرد. Tote اپلیکیشنی بود که به کاربرانش این امکان را می داد پس از خرید برندهای مورد علاقه خود آنها را بین دوستانشان به اشتراک بگذارند. در آن زمان تجارت الکترونیک موبایلی هنوز به رشد و بلوغ خود نرسیده بود و ایجاد این فرهنگ به آهستگی انجام می پذیرفت. بنیانگذاران این استارتاپ پس از دریافت بازخوردهای مشتریان خود به این نتیجه رسیدند که آنها دوست دارند ابتدا مجموعه‌ای از محصولات مورد علاقه خود را ایجاد کرده و سپس بین دوستانشان به اشتراک بگذارند.

پینترست

ایده جدید آنها پینترست نام گذاری شد، مدل درآمدی پینترست دقیقا مشابه یک فروشگاه اینترنتی است، یعنی همان مدل درآمدی که از Tote انتظار داشتند.

۳- یوتیوب(Youtube)

یوتیوب در ابتدا به عنوان یک سایت دوست یابی ویدیوئی شروع به کار کرد و کاربران بسیار کمی داشت. حتی کاربران امکان انتخاب فیلم مورد علاقه خود را نداشتند و ویدیوها به صورت تصادفی نشان داده می شد.

یوتیوب

Karim یکی از بنیانگذاران یوتیوب در سال ۲۰۰۷ اعتراف کرد که ما اصلا نمی دانستیم چگونه محصول مان را به دیگران معرفی کنیم، برای علاقمند کردن کاربران به آنها گفتیم یوتیوب نوع جدید و متفاوتی از یک سایت دوستیابی است.

اما اتفاق جالبی روی داد که آینده این استارتاپ را به کلی دگرگون کرد، این کاربران بودند که چرخش را به یوتیوب و بنیانگذاران آن تحمیل کردند، آنها بر خلاف ایده اولیه یوتیوب فیلم هایی در رابطه با حیوانات خانگی، تعطیلات آخر هفته، تفریحات خانوادگی و … را آپلود کردند. امروزه شاهد هستیم که یوتیوب به قدرتمندترین سرویس اشتراک ویدئو تبدیل شده است.

۴- توییتر(Twitter)

توییتر در سال ۲۰۰۵ با نام Odeo راه‌ اندازی گردید و هدف این استارتاپ جستجو و اشتراک محتوای صوتی بود. پس از راه اندازی آی تیونز توسط شرکت Apple، بنیانگذاران Odeo به این نتیجه رسیدند که رقابت با اپل کار بسیار سختی است. آنها نیاز به چرخش را با تمام وجود احساس کردند(چون عاقل بودند)، بنابراین جک دورسی و بیز استون ایده توسعه یک کانال Blogging را دنبال کردند و در نهایت توییتر متولد شد.

توییتر

در حال حاضر توییتر به عنوان یکی از موفق‌ترین پایگاه‌های رسانه‌ای دنیا محسوب می‌شود.

۵- فلیکر(Flickr)

احتمالا موثرترین چرخش این لیست به برنامه اشتراک گذاری عکس Flickr تعلق می گیرد. فلیکر در ابتدا یک بازی آنلاین با نام Neverending بود که کاربرانش می‌توانستند به خرید و فروش اقلام بازی بپردازند. بعدها امکان اشتراک گذاری تصاویر هم به آن اضافه گردید که محبوبیت بالایی بدست آورد.

فلیکر

سرانجام  عنوان بازی Neverending به فلیکر تغییر کرد و در سال ۲۰۰۵ توسط یاهو خریداری شد. این معامله در زمان خودش موفقیت و دستاوردی بزرگ محسوب می شد.

۶- ایگنایتر(Ignighter)

ایگنایتر در سال ۲۰۰۸ به عنوان یک بستر همسریابی در نیویورک آمریکا شروع به کار کرد و فقط  ۵۰،۰۰۰ کاربر عضو آن شدند. اما در گوشه دیگر دنیا یعنی هند، همان تعداد کاربر در مدت فقط یک هفته در این بستر ثبت نام کردند. بنیانگذاران به این نتیجه رسیدند که مخاطبانشان در هندوستان هستند نه کشور زادگاهشان، بنابراین این استارتاپ در سال ۲۰۱۰ رسما به عنوان بستر همسریابی کشور هند معرفی گردید.

۷- پریسکوپ(Periscope)

Joseph Bernstein و Kayvon Beykpour استارتاپ بانتی(Bounty) را در سال ۲۰۱۴ راه اندازی کردند، این استارتاپ امکان پیگیری وقایع سراسر جهان را از طریق تصاویر مبتنی بر مکان فراهم می کرد. در آن زمان اینستاگرام خود را به عنوان سرویس اشتراک گذاری تصاویر معرفی کرده بود، آنها توان رقابت با اینستا را نداشتند و تصمیم گرفتند Pivot کنند. سرانجام استارتاپ فوق اپلیکشین پخش زنده ای با نام دوربین زیردریایی(Periscope) نوشت که به کاربران خود اجازه می داد اتفاقات را از زاویه دید دیگران مشاهده کنند.

دوربین زیردریایی

نکته جالب اینجاست که برنامه Periscope قبل از لانچ شدن به مبلغ ۱۰۰ میلیون دلار توسط توییتر خریداری شده است.

جمع بندی

هر کسب ‌و کاری در طول حیات خود نیاز به چرخش را احساس می کند. همانطور که در مثال های بالا دیدید تغییر مسیر می تواند سختی های زیادی به همراه داشته باشد، اما یک کارآفرین موفق در چنین لحظاتی باید تصمیم های مهم و حیاتی بگیرد که آیا می‌خواهد تغییر مسیر داده یا همچنان به راه خودش ادامه دهد. چرخش جزء لاینفک تصمیم‌گیری سریع است چون شرایط بازار خیلی سریعتر از افراد در حال تغییر است.

نظرات و سوالات کاربران

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *